درآن چند ثانیه
یعنی هرکدام در آن چند ثانیه چه می شدند؟ نگاهش روی دیوار مانده بود ، به قابهایی که مثل حصار دور آدمها را گرفته بود تا فرار نکنند . آیا مرد درحال بوسیدن یک کرکس سپید پوش بود که گلهای سرخ را پشت دامنش گرفته بود و لبها را جلوتر آورده بود یا آن دو نفر که در ضد نور پیاله به دست سرهایشان را به هم چسبانده بودند ، دو هیولا بودند با جنس مخالف ؟ اگر رنگی بودند می فهمید . . .