تبليغاتX
پاراگراف آخر
 

سه شنبه های لعنتی

مدرسه سینا کوچه پشت اداره است . حدود ساعت 12 وقتی همه خسته از کار مشغول گرم کردن غذاهایشان می شوند  با کوله پشتی خاکی و کفشهایی که بندش پله ها را جارو   می زند از راه می رسد و تا رسیدن به اتاق مادرش در انتهای سالن طبقه دوم به همه   سلام   می کند . هر روز باید یک ساعت منتظر باشد تا . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 9:21 قبل از ظهر توسط سیادت |